سلطان محمد ميرزا قاجار
229
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
اخلاق مردم سكنهء آنجا عرب ، عجم و هندى ، عجم زياده از آن دو طايفه [ است ] . قاطبهء مردمش مايل به شرارت ، مبرم ، بىشرم ، مال مردم خور ، بىتديّن ، طمّاع ، [ 143 آ ] دروغگو [ و ] سرهمبند ، اكثر داراى جميع صفات رذيله هستند ، خاصه اعجام متوّطن آنجا ، شرعباز ، مفتطلب ، متجاهر به فسق [ و ] بىهمت [ اند ] . بىهمتى مردم از جملهء غرايب اينكه نهر حسينيه از جهت اينكه مستمرا تنقيه نمىشود مكرر گل نهر را پر كند و خشك شود . جميع مردم اين ملك كه زياد [ ه ] از هفتاد هزار نفر مىشوند و بايد از اين آب زندگانى كنند ، و صاحبان آن همه بساتين و نخيلات و باغات كه همه ساله منافع گزاف برمىدارند و اولياى دولت عثمانى كه البته بايد از آب اين شهر سالى زياده از هشتاد هزار تومان منافع زراعتى ببرند ، احدى اقدام بر تنقيه نهر نمىكند . هيچيك دينارى به جهت صرف اين كار نمىدهد . مردم آب شور مىخورند . باغاتشان مىخشكد . اراضى لم يزرع مىماند . ضرر به دولت مىرسد . حرفى كه اين مردم مىزنند اين است : ماكو خير بالدنيا . آدم صاحب خير در دنيا نيست . تا كسى از هند يا عجم [ 143 ب ] پول بار كرده ، بياورد ، صرف كند [ و ] حضرات منافع ببرند . وقتى كه چنين شخصى پيدا شد و پول داد ، همان مردمى كه بايد منافع ببرند تا هزار قسم اهانت نكنند ، رشوهها نگيرند ، مگر مىگذارند اين كار بشود . پس از همهء اين تفصيلات خود مباشر مىشوند و از همين پول مفتى كه ديگرى صرف اصلاح كار ملك آنها مىكند به قدر امكان مىدزدند . اگر خواهم شرح حال اين خلق را نگارم از كار باز مانم . بعضى اخيار و فقير گوشهنشين دارد . النّادر كالمعدوم . سابقا اين ولايت آبادى مختصرى داشته است . كمتر از صد سال است روى به آبادى كرده است . تفنگچيان بلوچ چون از طوايف اعراب باديه خاصّه طايفهء وهّابى زياد صدمه به اهالى اين ملك مىرسيد ، مرحوم آغا محمد خان قاجار پانصد خانوار تفنگچى بلوچ از عجم